تبليغاتX
(NTES) کانون تفکر نظام ارزیابی فناوری - خود ارزیابی @@@@@@@@@@@@ تمام شأن و عظمت انسان در فکر اوست . پاسکال

ارزشيابي توانمند ساز جهت گيري صريح ارزشي داشته و به منظور کمک به مردم براي کمک به خودشان وبهبود برنامه هايشان از طريق خود ارزشيابي و تفکر با مشارکت موردِ ارزشيابي و ذي نفعان ارزشيابي، طراحي شده و به اجرا گذاشته مي شود. ارزشياب بيروني اغلب نقش يک مربي يا تسهيلگر مکمل را با توجه به ظرفيت هاي دروني برنامه ايفا مي نمايد.
 ارزشيابي توانمندساز اين كمك را مي كند كه با توانمند شدن مردم، افراد مختلف در سازمانها و محلات و هر مجموعه‌اي كه حضور دارند با يكديگر كار كنند، مسائل شان را تعريف کرده و با استفاده از فنون ارزشيابي توانمند سازاز جمله الگوي منطقي طراحي برنامه و الگوي منطقي طراحي ارزشيابي، کيفيت را يافته و راه حل هايي با هزينه موثر براي بهبود برنامه ها و ارزشيابي هايشان بيابند. فرايند ارزشيابي توانمند ساز در گروه ها و سازمان ها معمولابا يک کارگاه آموزشي شروع مي شود.

o        راهبرد اصلي

راهبرد اصلي ارزشيابي توانمند ساز که متمرکز بر بهبود مي باشد ؛ اعتقاد عميق به مردم است . اعتقاد به اينكه مسائل مي تواند به بهترين شكل ممكن بوسيله مردمي كه با آن مسائل بطور روزانه زندگي مي‌كننند و به عبارتي گروههاي ذينفع، حل شود . با استفاده از اين راهبرد و الگوي ارزشيابي توانمند ساز، افراد و گروههاي مردم بايد توانمند شوند تا بتوانند سازنده تغييرات بوده و مسائل خودشان را حل كنند. مردم همه جا هستند ؛ در: مدارس ، دانشگاه ها، سازمان ها، شركت ها، بيمارستان ها، شهرداري ها، کارخانه ها و به طورکلي شهرها و روستاها و همه اجتماعات انساني. مردم در هر كجا كه هستند كم و بيش در قالب برنامه هاي موجود فعاليت مي كنند.

 

o        اصول:

اصول ارزشيابي توانمندساز عبارتند از:

• بهبود Improvement

• دارندگي اجتماعي Community Ownership

• فراگيري Inclusion

• مشاركت مردم سالارانه Democratic Participation

• عدالت اجتماعي Social Justice

• دانايي محلي(بومي) Community Knowledge

• راهبردهاي استناد محور Evidence-Based Strategies

• ظرفيت سازي Capacity Building

• يادگيري سازماني Organizational Learning

• پاسخگويي Accountability

 

  • سطوح

1-  آموزش ( Training )

در اين چهره از ارزشيابي ، ارزشيابان به مردم ياد مي دهند كه مجري ارزشيابي هاي خودشان باشند و بنابراين بيشتر خود بسنده شوند. اين رهيافت، حساسيت ها را كاهش داده و از ارزشيابي راز زدائي مي نمايد. چنين يادگيري هايي در وضع مطلوب به دروني شدن ارزشيابي در سازمانها كمك مي كند . قواعد كلي و تجربيات، ارزشيابي را به عنوان يك بخش دروني از برنامه ريزي پروژه قرار داده است . يك ارزشيابي بيروني به عنوان تمريني در وابستگي به جاي يك تمرين توانمندساز به حساب مي آيد . در ارزشيابي بيروني، فرايند ارزشيابي بدون افزايش آگاهي يا تجربه قابل توجه ذينفعان برنامه ، خاتمه مي يابد . درست بر عكس در ارزشيابي دروني كه توسط ذي نفعان و مشاركت كنندگان در برنامه اجرا مي شود ؛ آگاهي و تجربه ذينفعان برنامه به نحوي قابل توجه ارتقاء يافته وارزشيابي تداوم يافته و در مجموعه مورد ارزشيابي، ضمن دروني شدن، فرصتهايي براي ظرفيت سازي ايجاد مي نمايد.در ارزشيابي توانمندساز ، ارزشياب و افرادي كه از ارزشيابي سود مي برند ، نوعا در يك برنامه هم سطحِ يادگيري از هم ديگر قرار دارند.

2-  تسهيلگري ( Facilitating )

ارزشيابان توانمندساز به عنوان مربي يا تسهيلگر، خدمت كرده و به ديگران كمك مي كنند ، يك خود ارزشيابي را اجرا كنند. در نقش ارزشياب به عنوان مربي، وي فراهم كننده راهنمائي هاي عمومي و جهت دادن به تلاشها و حضور يافتن در جلسات براي تنظيم وتسهيل، هر قدر كه نياز باشد ، مي‌باشد. تاكيد ارائه كمك هاي بيروني به كاركنان برنامه مورد انتقاد است. به عبارت ديگر كاركنان و ذي نفعان برنامه گرايش به ايفاي نقش ارزشياب به عنوان يك متخصص دارند. كه به آنها بگويند چه كار بكنند و چه كار نكنند . در بعضي از موارد وظيفه ارزشياب، نشان دادنِ بي وقفه موانع و تعريف و روشنگري الگوهاي نامناسبِ ارتباطي است.

يك مربي ارزشيابي توانمندساز مي تواند همچنين اطلاعات مفيدي درباره اينكه چگونه مي‌توان تيم هاي تسهيلگري ايجاد كرد ، ارائه نمايد. تيم هايي كه بتوانند تحليل هايي براي ايجاد تعادل ارائه كرده و مهارت هاي اجتماعي كار همراه با مقاومت ديگران ، اما با علاقه را كسب نمايند. اين تيم ها همچنين بايد جلسات را احياء كرده و جلو برده و واحدها و افراد خسته را تقويت نمايد. اين تيم ها بايستي پاسخ مسائل متنوع مورد توافق را بيابند. پيشنهادهاي ساده مطرح شده اخير چنانچه به درستي تحقق نيابند؛ مي تواند تلاشها را از مسير درست خارج كرده و اختلالات جدي ايجاد كند . يك مربي مي تواند همچنين براي كمك فرا خوانده شود تا طرح ارزشيابي ايي با حداقل كمك هاي اضافي تهيه نمايد.
مربي ارزشيابي توانمندساز بايد اطمينان حاصل كند كه كاركنان برنامه توانايي انجام ارزشيابي را پيدا كرده و تسلط كافي بر آن دارند. وظيفه مربي فراهم كردن اطلاعات مفيد بر اساس آموزشهاي ارزشيابان و تجربيات گذشته خودش براي حفاظت از تلاشها در روندي رو به رشد مي باشد.

3- حمايت ( Advocacy )

تجربيات مشترك محيط كار، تصوير مشتركي از خود ارزشيابي و ارتباط آن با دفاع از خود در سطح فردي ايجاد مي كند . كارمندان اغلب به همراه مديران براي دستيابي به اهداف و مستندسازي پيشرفت و ارائه ادعاي خود براي ارزيابي عملكردشان ، تشريك مساعي مي‌كنند؛ بنابراين خود ارزشيابي به يك ابزار حمايت يا به كار بردن مدارك قابل باور براي دفاع از عملكرد خود در واژه‌هايي مانند افزايش يا ارتقاء خود نمايي مي‌كند. فرايند چنين خود ارزشيابي شخصي به آساني قابل انتقال به سطح گروه يا برنامه مي باشد.

4-    آشكارسازي  ( Illumination ): آشكارسازي يك نوع باز كردن چشم ، بيدار باش و روشنگري تجربيات است؛ كه نوعا يك بينش يا ادراك جديد درباره نقش ها ، ساختارها و پوياييهاي گروهي در فرايند تعيين ارزش وجنبه هاي بهبود برنامه به وجود مي‌آورد. ارزشيابي توانمندساز در تعدادي از سطوح روشنگري مي كند. براي مثال در سطح فردي، مدير يک سازمان در ارزشيابي توانمندساز با داشتن كمي يا حتي هيچ پيشينه پژوهشي ، اطلاعات خود را درباره مفاهيمي چون: سنجش پذير بودن ، قابل تشخيص بودن و فرضيه سازي در طول بحث ها درباره شاخصها و خود ارزشيابي، بهبود مي بخشد. اين فقط براي او يك روشنگري يا آشكارسازي نيست بلكه به همان خوبي ، روشنگري براي گروه است. اين به معناي‌آن است كه آنها مي توانند به عنوان يک سازمان، فرصت فكر كردن درباره مسائلشان و ارتقاء بخشيدن وضعيت كاري اشان ، فرضيه ها و آزمون هايي براي فرضيات داشته باشند و ارائه چنين تجربه ي آشكار سازي ، شور فكري مشابهي در هر يك از كساني كه درگير ارزشيابي و تجربه كردن اولين سئوالات پژوهشي هستند ايجاد مي‌كند. اين فرايند، يك اجتماع پويا از يادگيرندگان به عنوان مردمي كه به هنر و علم ارزشيابي كردن خودشان مشغول هستند ، وبه عبارتي يک سازمان يادگيرنده ايجاد مي نمايد.

5-     آزاد سازي (Liberation ): آشكار سازي اغلب پايه هايي براي سطح آزاد سازي فراهم ميكند. ارزشيابي توانمندساز مي تواند رها كننده قدرتمند نيروهاي رها ساز براي خود تعيين كنندگي باشد. آزاد سازي عملي ناشي از آزاد بودن يا آزادي فرد يا برنامه و سازمان از نقش ها ومحدوديت هاي گذشته و آزاد شدن از انتظارات و نقش هاي جا افتاده موجود مي باشد.آزاد سازي به يافتن فرصت هاي جديد،ديدن منلبع موجود در يک چشم انداز روشن جديد و باز تعريف نقش ها و هويت هاي جديد براي مردم،گروه ها و سازمان ها، توسط خودشان منجر مي گردد. بسياري از مواردي كه تاكنون درباره ارزشيابي توانمندساز مطرح كرديم نشان دهنده آن است که مردم چگونه مي توانند به تقويت زندگي اشان پرداخته و اقدامات مفيد براي ارزشيابي خودشان انجام دهند.اين فعاليت ها منجر به آزاد شدن آنها از انتظارات و نقش هاي جا افتاده موجودشان خواهد شد. اين مطالب همچنين نشان ميدهند چگونه فرايند ارزشيابي توانمندساز قادر به فراهم نمودن فرصت هاي : مشاركت،يادگيري،هم افزايي ،فرصت يابي وظرفيت سازي مي گردد .

 

  • مراحل:

1-  پايداركردن جملات رسالت(Mission Statements) درباره برنامه است. فرايند تعريف كردن رسالت با بحث هاي باز، خرده گيري و تأمل شرکت کنندگان در کارگاه با ارائه مستندات همراه و متمايز مي گردد.

2- مميزي وظايف و فعاليت ها و به عبارتي بررسي موجودي ( Tacking Stock ) صورت مي گيرد. اين مرحله در بردارنده تعريف كردن ودرجه بندي ميزان موفقيت فعاليت هاست . كاركنان و ذي نفعانِ برنامه چگونگي خوب اجرا شدن برنامه در هر يك از فعاليت هاي تعريف و اولويت بندي شده را در يك مقياس 10 درجه اي از 1 به معني كم تا 10 به معني زياد، ضمن بحث با يكديگر ارزشگذاري مي كنند . اين كار كمك مي كند كه بفهميم برنامه در چه وضعيتي قرار داشته ، نقاط قوت و ضعف آن كجاست و بطور كلي در چه سطحي از پيشرفت قرار دارد.

3- ترسيم كردن راه آينده) Planning for the Future) است. اهداف و راهبردها راه رسيدن به آرزوها را تعيين مي‌كند. اهداف به كاركنان برنامه و ذي نفعان كمك مي كند تا تعيين كنند كه در آينده كجا مي‌خواهند بروند . همچنين اهداف تاكيد آشكاري بر بهبود برنامه دارند. راهبردها ، فعاليت ها و مراحل ضروري براي نيل به اهداف برنامه هستند. ارزشياب توانمندساز يا تسهيلگر به كاركنان برنامه و ذي نفعان كمك مي كند تا نوع مداركي كه دست مايه پيشرفت به سوي اهداف برنامه هستند را تعريف نمايند. داده هاي كمي و كيفي هر دو به عنوان نشانه به كار مي روند. ذينفعان خودشان در تعيين نشانه هاي مرتبط و جمع آوري و تجزيه و تحليل داده ها دخالت دارند و ارزشيابي بخشي از برنامه ريزي و مديريت معمولي برنامه شده است . اين به معني دروني و نهادي شدن ارزشيابي است.

در فرايند ارزشيابي توانمند ساز از الگوهاي منطقي( Logic Models) در مراحل مختلف ارزشيابي استفاده مي شود. هر برنامه اجتماعي بر پايه يك «نظريه تغيير»Theory of Change) ) بنا مي‌شود؛ نظريه‌اي درباره چگونگي و چرايي كاركردن برنامه. اين نظريه ممكن است صريح و يا تلويحي باشد. نظريه، رخدادها (فعاليت‌هاي) برنامه را با اهداف آن مرتبط مي‌سازد. يك «الگوي منطقي»تصويري از ساختار برنامه است؛ تصويري گويا و بيانگر نظريه تغيير. اين تصوير، ارتباطات ميان آنچه كه به برنامه وارد شده (منابع) و آنچه برنامه انجام مي‌دهد ( فعاليت‌ها و بروندادها)، و آنچه نتايج آن بوده وبرنامه توليد كرده (پيامدها) را نشان مي‌دهد.

رويكردهاي مدل منطقي برنامه» Program Logic Model Approaches) ) ابزاري براي يادگيري و مديريت است كه مي‌تواند در خلال انجام برنامه به كار رود؛ نه اينکه موضوعي نمايشي باشد. استفاده از الگوهاي منطقي در ارزشيابي منجر به برنامه سازي مؤثر،ارائه فرصت‌هاي بيشتر يادگيري، مستندسازي بهتر پيامدها و به اشتراک گذاشتن دانش درباره آنچه در موردِ ارزشيابي کارکرد دارد و چرايي آن مي گردد. مدل منطقي يک ابزار مهم ارزشيابي است که به نحوي مؤثر، طراحي، اجرا و ارزشيابي برنامه را تسهيل مي‌نمايد.

منبع:

http://www.arzeshyaby.ir/index.asp

نويسنده abbasi/ فرهاد عباسی در چهارشنبه 1385/12/23 ساعت 8:59 | لینک ثابت |
 
business articles
دكترزاهدي وزير علوم:ايران رتبه دوم جهان اسلا‌م را در پژوهش داراست
خبرگزاری علمی و اطلاع رسانی دانانیوز - 29 فروردين 1386 ساعت 10:27
© خبرگزاری علمی و اطلاع رسانی دانانیوز